الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

851

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

معاويه گفت : من اين حرف شما را نمىفهمم و اين كار را نمىكنم ! گفتند : يا اميرالمؤمنين ! ما به طور جدّ اين كار را از شما مىخواهيم ! معاويه گفت : واى بر شما به خدا سوگند اين كار را نكنيد كه من هرگز او را نديده‌ام كنار من بنشيند مگر اينكه از موضع او بيمناك بودم و مىترسيدم كه از من عيبجويى كند ! گفتند : به هر حال شما بفرست او بيايد ! گفت : اگر من بفرستم ، البته بين شما و او انصاف را رعايت خواهم كرد ! پس عمروبن عاص گفت : مىترسى باطل او بر حق ما وارد شود ، يا اينكه سخن او بر سخن ما غالب شود ؟ ! معاويه گفت : امّا من اگر دنبال او فرستادم خواهم گفت هر چه در توان دارد بگويد ! گفتند : همين طور بگو ! معاويه گفت : اگر شما نافرمانى كرديد ، و به دنبال او فرستاديد و به حرف من نكرديد ، پس نبايد در سخن متعرّض او شويد ، چون ايشان اهل بيتى هستند ، هيچ خورده‌گيرى بر ايشان خورده نمىگيرد و هيچ ننگى را به ايشان نمىچسباند مگر اينكه با سنگ خود آن طرف مقابل ، او را به شدّت مىزنند ؛ بنابراين شما به او مىگوييد كه پدرت عثمان را كشته و از خلافت خلفاى پيش از او ناراضى بود ! پس معاويه كسى را در پى حسن‌بن على عليهما السلام فرستاد ! پيك معاويه نزد آن حضرت آمد و گفت : اميرالمؤمنون تو را مىطلبد ! امام عليه السلام پرسيد : چه كسى نزد وى است ؟